تبلیغات

codes and tools for blog

♥مَــــــنـــــــ هیـــــــــچ وَقتـــــــــ شِــــــــــــکَست نِــــــــمیخـــــورَم ♥

داســتـــــــــــــــــــــــآن وینکسـ (2)

سه شنبه 8 اسفند 1391 04:56 ب.ظ

نویسنده : tanin
شلام شلام  شلام

مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن آمدم با یکـــــــــــــ داستان ناز

 

پســــــــــــــــ برو ادامه

یه روز برابکس وینکســــــــــ  داشتنــ آفتاب بگیرن



یه دعوت نامه رسید : یه مهمونی بزرگ و شیک بر گزار شده آخ جـــــــــــــون

بلوم گفت : پسـ بریم حاظر شیم هورا

فلورا نامه رو داد و گفت تو هم دعوتی 



بعد بلوم رفت گفت اسکای توهم دعوتی لطفا بیا

اسکای گفت اخه مسابقه دارم بلوم گفت همه میان جز تو اسکای گفت خوب ببینیم چی می شه

بلوم گفت لطفا اسکای گفت باشه میام






تکنا برای اس کرد ++




اسکای با عجله این که مهمونی دیر نشه مسابقه داد *اما مهمونی اون روز نبود

و متا سفانه سرش شکست از بس عجله داشت *






اونوقت بلوم با کی بیا ؟؟ مسعله رو به دوستاش گفت  *

 
اونا خیلی خندیدن و گفتا دوباره کار درست کردی لایلا وموزا کلی خندیدن هههههههههههههه


 

فلورا مشغول جمع کردن وسایلا بود این اشغالا چین ؟ فلورا گفت مثل این که نامه رو درست نخوندین لباس هاباید با میوه یا غیر طبیعی باشه !
 
استلا : وایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اسکای داشت کم کم خوب می شد یعنی شده بو د و او نا مهمونی رو به هزار بد بختی  بر گزار کردن و ستاره ی شب به خواتر لباس

باحالش استلا شد و بلوم و اسکای هم به عنوان قشنگ ترین رقص جایزه گرفتند
 
    

اون شب خیلی خوبی بود ***************



نَظَرهآیـ صولَتیـ: ممنون
آخرین ویرایش: - -